به گزارش هفت چشمه به نقل از تسنيم، ميلاد سراسر نور ديگر حجّتي از حجّتهاي الهي حضرت امام حسن عسکري(عليه السلام) در هشتم ربيعالثاني سال 232 هجري،روزنهاي مسرّتبخش جهت قلوب مسلمانان جهان بود تا در پرتو قدوم مبارک آن امام خوبيها امراض باطني و روحي و جسماني آنان التيام يابد و از سلاله پاک او طاووس اهل جنّت پاي به عرصه وجود گذارد. آن امام بزرگوار بياني شيوا و جذّاب داشته و مفسّري بينظير براي قرآن مجيد بود.
آيت الله جوادي آملي مرجع تقليد شيعيان به بهانه ميلاد امام حسن عسکري(عليه السلام) گفت: سفارش تقوا از يازدهمين امام همام امام حسن عسکري(سلام الله عليه) اين است که «أورع الناس من وقف عند الشبهة وأعبد الناس من أقام علي الفرائض وأزهد الناس من ترک الحرام وأشد الناس اجتهاداً من ترک الذنوب»؛ پرهيزگارترين مردم کسي است که وارد کار مُشتَبه، سخن مُشتَبه و عقايد مُشتَبه نشود؛ مطلبي که مبرهَن نيست آن را نپذيرد تا ورع فکري داشته باشد؛ سخني که مستدل نيست نگويد تا ورع در گفتار و نوشتار داشته باشد و کار مشکوک نکند تا در مقام کردار و عمل متورع باشد، فرائض الهي را انجام بدهد تا جزء عابدترين مردم عصر خود باشد، از محرّمات بپرهيزد تا جزء زاهدترين مردم عصرش باشد [و] بکوشد که از گناه نجات پيدا کند.[1]
وي داشتن اراده قوي را بدون قدرت روح ميسّر ندانسته و کسب اين قدرت را در گرو ارتباط با خدا قلمداد کرده و گفت: قدرتِ اراده بدون قدرتِ روح ميسّر نيست و قدرت روح در پرتو ارتباط با خداست، ارتباط هم يا ارتباط علمي است يا ارتباط عملي؛ اگر کسي علمش لله و عملش لله باشد اين ربط قوي است و هر چه ربط به خداي عليمِ قدير قويتر بود علم و قدرت انسان افزودهتر و روح قويتر ميشود و از روحِ قوي اراده قوي نشأت ميگيرد، لذا امام حسن عسکري(سلام الله عليه) فرمود: «وأشدّ الناس اجتهاداً من ترک الذنوب»؛ کسي که همه گناهان را ترک کند از ديگران شديدتر و مقتدرتر و توانمندتر است. همه اينها از برکات قرآن کريم است که به ما فرمود: (وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنْتُم مُؤْمِنِينَ)؛هم از دشمنِ بيرون اعلا بوده و بر او پيروز هستيد و هم از دشمن درون اعلا و بر او پيروز هستيد: (إِن کُنْتُم مُؤْمِنِينَ). [2]
مرجع تقليد شيعيان به بخش ديگري از فرمايشات امام عسکري(عليه السلام) نسبت به بيان و معرفي اساس عبادت پرداخته و تاکيد کرد: از وجود مبارک امام حسن عسکري(سلام الله عليه) رسيده است که «ليست العبادة کثرة الصيام و الصلاة و إنّما العبادة کثرة التفکّر في أمر الله» عبادت در اين نيست که انسان نمازهاي زياد بخواند، روزههاي زياد بگيرد البته نماز واجب و نماز مستحب و نافله هم مشخص است اما بيش از آن مقدار انسان بايد وقت را صرف در معرفت بکند لذا فرمود: اساس عبادت آن تفکّر است آن مقصدشناسي و مقصوديابي است، بحثهاي توحيدي، معرفت خدا، اسماي حسناي الهي، صفات ذاتي حق، معناي تجلّي و فعل خدا، معناي حضور خدا در کنار افعال و مانند آن مهم است که فرمود: اساس عبادت تفکّر است و درايت. اين درايت اگر با عمل همراه باشد انسان هم راه را طي ميکند هم به مقصد ميرسد و هم مقصود را به اندازه خود مشاهده ميکند. بنابراين آنچه از وجود مبارک امام عسکري(ع) به ما رسيده است تهيه کردن اين سه عنصر محوري يعني هم زاد و توشه مسافرت هم راحله و مرکب سفر و هم تفکّر درباره مقصد و مقصود. [3]
جوادي آملي به نقل از آن امام بزرگوار، اعطاي خير و دفع شرّ از انسان را الطاف الهي قلمداد کرده و از نسبت دادن اين امور به خود و ديگران برحذر داشته و تصريح کرد: سخن بلند امام حسن عسکري(سلام الله عليه) اين است که «من اعطيه خيراً فالله اعطاه و من بقي شراً فالله بقاه» اگر کسي خيري به او رسيد بداند که خير رساننده خداست؛ نگويد خودم زحمت کشيدم و يافتم و اگر شري از او دور شد نگويد شانس آوردم يا بختم مساعد بود يا ديگري اين شرّ را از من دور داشت بلکه بگويد خدا اين شرّ از من دور بداشت چون هيچ ضالي و هيچ ناصري در عالم نيست مگر به نام خدا. ضرر و نفع به دست کسي است که تقدير جهانيان به دست اوست؛ اگر انسان نه خود را ببيند نه ديگري را راحت است چرا که نه براي خود ارزش قائل است نه در برابر ديگران خضوع ميکند. انسان که بايد خضوع بکند و احترام بگذارد، چرا خدا را احترام نگذارد و چرا در برابر خدا خضوع نکند؟!
[1] (خطبه ي نمازجمعه به امامت معظم له،سال75)
[2] سخنراني پيوند اراده و روح در قرآن)
[3](پيام به همايش امام حسن عسکري(عليه السلام،سال91)
انتهاي پيام/